محمد باقر سعيدى روشن
32
علوم قرآن ( فارسى )
2 - تفسير علمى وحى از جمله ديدگاههايى كه در تحليل پديدهء وحى اظهار شده ، عقيدهاى است كه از سوى برخى دانشمندان جديد ، بر اساس مبانى و دادههاى نوين علوم اجتماعى و روان شناسى اتخاذ گرديده است . اين افراد به منظور جمع و سازگارى ميان علوم تجربى نوين و عقيده به وحى و نبوت ، گاه وحى را « تبلور شخصيت باطنى » و گاه « نبوغ اجتماعى » مىشمارند . اينان پيامبران را افرادى درستكار مىدانند كه در خبر دادن از آنچه ديده و شنيدهاند صادقند ، اما بدين معنا كه منشأ آگاهى و حيانى آنان تراوش شخصيت باطنى خود آنهاست كه در موقعيت مناسبى متبلور مىشود ، و نه ارتباط با عالم غيب و جهان ماوراى طبيعت . بر اساس اين نگرش ، روح متعالى ، فطرت پاك ، باور راسخ ، پالودگى از ناهنجارىهاى اعتقادى و رفتارى و اصالت وراثت خانوادگى ، همه و همه در انديشه و بينش پيامبران تأثيرى عميق گذاشته ، و آرمانهاى والاى نفسانى ، الهاماتى ويژه را در درون ايشان پديدار ساخته است ، و انسان كه آنها را به عنوان يك حقيقت غيبى و وحى پنداشتهاند . يا آنكه در پرتو نبوغ خاص درونى و عقل اجتماعى ويژهاى كه از آن برخوردارند ، قوانين و نظرياتى را كه باعث ترقى و اصلاح و رشد جامعه بشرى است عرضه مىدارند . نقد اين نگرش اوّلا : پيامبران خود را نابغه و بالاتر از ديگران ندانسته ، ايدههاى خويش را به خدا نسبت مىدادند . نيروى شگفت روان انسان مورد ترديد نمىباشد ، و اينكه شرايطى ويژه مىتواند سبب شكوفايى قواى باطنى شود ، نيز تا حدودى مقبول است ، امّا هيچ يك از اين امور اثبات كنندهء اين حقيقت نيست كه سرچشمهء دانش بيكران داعيان راستين بعثت و وحى ، روح باطنى يا نبوغ اجتماعى ايشان است . همانطور كه پيشتر نيز